تبليغاتX
سرزمین جاوید
سرزمین جاوید
templates for Your weblog List of Iranian Top weblogs
مادر = مادر است

مادر = مادر است                                                                                                                

واقعا در مورد مادر چه میتوان گفت . چگونه می توان تعریف کرد این کلمه را که هرچه بگوییم و هر معنایی که بگوییم یکی از ابعاد شخصیت مادر نا گفته می ماند . دکتر شریعتی می گوید : در تعریف حضرت فاطمه (ع) خواستم بگویم فاطمه دختر پیامبر است  دیدم فاطمه نیست . خواستم بگویم فاطمه همسر علی (ع)  است دیدم فاطمه نیست. خواستم بگویم فاطمه مادر زینب است دیدم فاطمه نیست. خواستم بگویم فاطمه مادر حسن و حسین است ... نه هیچکدام فاطمه نبود . پس نوشتم فاطمه فاطمه است. آری مادر را هم نمی توان تعریف کرد پس مادر هم مادر است . فقط با همین کلمه مادر است که ما تمامی احساسات خود را می توانیم بگوییم .مادر مادر مادر مادر مادرم دوستت دارم.

روز مادر بر تمام مادران دنیا مبارک .  

 

پیوند نوشته

آخرین پیام یک مادر

همه خاطره های مردم چین از روز دوازدهم مه 2008 (23 اردیبهشت 87) تیره است اما آنان دیگر نمی خواهند .وحشت خود در آن زمان را مرور کنند. زلزله زدگان فقط می خواهند لحظه های جاودان را به یاد بیاورند. نام های قهرمانان بی نشان ، معمولی هستند امایادشان تا ابد در تاریخ چین باقی خواهند ماند. زندگی آنها در گذشته عادی بود اما پس از فاجعه «سی چوان»خیلی ها تبدیل به قهرمان شدند. شاید این دیگر برایخودشان روشن نباشد که چه کاری انجام دادند، اما حماسه هایی که آفریدند همگی مردم چین را تحت تاثیر خودقرار داده است….   وقتی گروه نجات ، زن جوان را زیر آوار پیدا کرد او مرده بود اما کمک رسانان زیر نور چراغ قوه ، چیز عجیبی دیدند. زن با حالتی عجیب به زمین افتاده ، زانو زده و حالت بدنش زیر فشار آوار کاملا تغییر یافته بود. ناجیان تلاش می کردند جنازه را بیرون بیاورند که گرمای موجودی ظریف را احساس کردند. چند ثانیه بعد،سرپرست گروه ، دیوانه وار فریاد زد: بیایید، زود بیایید! یک بچه اینجا است. بچه زنده است. وقتی آوار از روی جنازه مادر کنار رفت دختر سه - چهار ماهه ای از زیر آن بیرون کشیده شد. نوزاد کاملا سالمو در خواب عمیق بود.  او در خواب شیرینش نمی دانست چه فاجعه ای وطنش را ویران کرده و مادرش هنگام حفاظت از جگرگوشه خود قربانی شده است.  مردم وقتی بچه را بغل کردند، یک تلفن همراه از لباسش به زمین افتاد که روی صفحه شکسته آن این پیام دیده می شد:

 عزیزم، اگر زنده ماندی، هیچ وقت فراموش نکن که مادر با تمامی وجودش دوستت داشت.

پیوند نوشته

تفاوت استالین و هیتلر با چرچیل

                 تفاوت استالین و هیتلر با چرچیل                         

 عصر یکی از روزهای جنگ جهانی دوم در کاخ اقامت چرچیل این سه مرد پر قدرت آن زمان دنیا  در حیاط ان کاخ کنار استخر نشسته بودند . درون آن استخر یک ماهی بزرگ وجود داشت چرچیل رو به هیتلر و استالین میگوید: کدام یک از شما آقایان توانایی کشتن این ماهی را دارد. استالین  چاقوی خود را بیرون می آورد و به درون استخر می پرد و شنا کنان دنبال ماهی به قصد جانش اما پس از دقایقی خسته از استخر بیرون می آید و ناتوانی خود را اعلام می کند . نوبت به هیتلر میرسد اواسلحه کمری خود را به دست گرفته و دور استخرمی دود اما او هم نتیجه ای نمی گیرد و روی صندلی خود ولو میشود .وینستون چرچیل اما صندلی خود را به لبه استخر می کشد و با یک لیوان شروع به خالی کردن آب استخر می کند و با آرامش رو به هیتلر و استالین می گوید : آقایان من هیچ عجله ای برای شکست دشمنم ندارم.

پیوند نوشته

رواج بی غیرتی با داستانهای سکسی

                رواج بی غیرتی با داستانهای سکسی                   

نوشتن داستانهای مبتذل و خاطره های خیالی یا واقعی سکس با محارم و غیر محارم و پخش آنها در سایتهای اینترنت آیا غیر از رواج  بی ناموسی و بی اهمیت کردن و عادی جلوه دادن فحشا در جامعه است؟ . آیا با این به اصطلاح داستانها و خاطره ها نیست که غیرت را از ما و جوانان و خانواده ها  می گیرند ؟ . و باعث می شوند تعصبمان را نسبت به نوامیس خود و دیگر هموطنانمان از دست بدهیم و متعاقب آن بقیه تعلقات خاطر وطن و خانوادگی و فرهنگیمان را . آیا  سرمان را به همین چیزها گرم نکردند و کتیبه ها و مجسمه های تاریخی ما را گستاخانه با حکم قاضی های دادگاهشان در آمریکا به فروش گذاشتند؟. آیا ما را با همین عروسک  خوش خط و خلا سکس سرگرم نکردند و انگشت روی نام خلیج تا ابد فارس گذاشتند؟  دختران جوانمان را  بسان برده به شیخ نشین ها میبرند و میفروشند؟  و در عین بی تفاوتی ما سدی نساختند که با آبگیری آن پاسارگاد تاریخی ترین بنای ایران زیر آب میرود و هیچ کس اعتراض نکرد؟. چرا بود با همین حرفها بود نمی گویم همه این اتفاقات تقصیر این مساله است نه اما قبول کنیم که با رواج این نوع لاطاعلات ما غیرت و تعصب خود را نسبت به مادر خواهر و خانواد و نوامیس خود از دست میدهیم و نسبت  به وطن و فرهنگ  و تاریخ  خود نیز بی غیرت میشویم و هر بلایی که دلشان بخواهد سرمان می اورند . چند سال قبل خیلی ها با آمدن ماهواره گفتند این دیگر تهاجم فرهنگی نیست بلکه شبیخون فرهنگی است . درست بود آرام خاموش و بی صدا دست روی مسایلی گذاشتند که ما فکر میکردیم نسبت به آنها حساس هستیم . بودیم اما متاسفانه بسیار سست بودیم انها تعصب و غیرتمان بودند که با زرق و برق عروسک قشنگی به نام سکس آنها را از ما گرفتند و نفهمیدیم . و خیلی چیزها را سر آن داریم از دست میدهیم. آشنایی داشتیم که تریاک مصرف میکرد آن زمان من بچه بودم که روزی بطور اتفاقی او را در حال مصرف مواد دیدم در وسایلی که با آنها تریک میکشید روی یک صفحه سوراخ کوچکی بود که گهگاه سوزنی در وارد آن سوراخ میکرد گفتم این سوراخ که اینقدر کوچک است چگونه این سوزن را وارد آن میکنی . با نیشخندی گفت همین سوراخ ریز را میبینی اول اموالت بعد آبرو وشرفت و دنبال آن ناموست هم وارد آن میشود. آری باهمین مسایل به ظاهر کوچک که ما به آن اهمیت نمیدهیم یک به یک همه چیزمان را از ما میگیرند.آه که اگر کوروش در شوش سر از خاک بر آرد و از ما بپرسد با ایران یکپارچه و متعصب و غنی از فرهنگ و غیرتش چه کردیم؟. چه پاسخ داریم؟

اهورا مزدا یارتان
پیوند نوشته

برهنگی فقط بر حقیقت برازندا است

                  برهنگی فقط بر حقیقت برازنده است                    

عفاف گفت = مرا با برگ درخت زیتون مستور دارید

شرارت گفت = مرا با لباس نیکی و اصلاح بپوشانید

خیانت گفت = تاج امانت بر سر من بگذارید

استبداد گفت = چهره آزادی را بر صورت من نقش کنید

حقیقت گفت = مرا برهنه بگذارید و پیرایه بر من نبندید زیرا من هیچگاه از برهنگی خود شرمسار نیستم

آری برهنگی تنها لایق حقیقت است و بس.

حق یارتان
پیوند نوشته

مدازس ایران باستان

دانش آموزان ایران باستان                      

دبستانهای ایران باستان

حدود چهار هزار سال پیش در ایران مدرسه هایی وجود داشت. دانش آموزان ایران باستان مثل امروز صبح ها به مدرسه میرفتند . آنها ناهارشان را با خود به مدرسه میبردند و تا بعد از ظهر درس می خواندند.

کلاسهای باستانی

  این کلاسها به جای نیمکت سکوهای گلی داشتند . از تخته هم خبری نبود . معلم به هرکدام از بچه ها روی دفتر هایشان سر مشق میداد.

دفتر مشق های باستانی

بچه ها روی لوحهای گلی سرمشق مینوشتند. هر وقت که لوحشان پر میشد آن را درون آب میگذاشتند تا به گل تبدیل شود و دوباره با گل ها لوح جدید میساختند.

مداد های باستانی

دانش آموزان کوچک تر قلم های مخصوصی داشتند که از تکه های سنگ یا چوب ساخته میشد و با آنها روی لوحهای گلی بنویسند.

خودکار و روان نویس های باستانی

دانش آموزان بزرگتر قلمهای محکم تری داشتند که می شد با آنها روی سنگ هم چیز نوشت.

خط دانش آموزان ایران باستان

آن موقع ها هنوز خط خرچنگ-قورباغه اختراع نشده بود و بچه ها با خط میخی می نوشتند . تازه هرکس میخی تر مینوشت خوش خط تر بود.

سر مشق های باستانی

حتما شما این جمله را به یاد دارید:(بابا آب داد) روی لوح های گلی که از یک مدرسه ایرانی باستانی کشف شده سر مشق(مرد دانای کوچک) دیده میشود . شاید این سرمشق همان بابا آب داد آن ها باشد.

 

پیوند نوشته

تبریک آدولف هیتلر به ایران

تبریک آدولف هیتلر به ملت و دربار ایران به بهانه عید نوروز

وقتی قدرتهای بزرگ به بزرگی و مقدس بودن سنتهای ما اعتراف میکنند و احترام میگذارند: تصویر زیر تبریک آدولف هیتلر به ملت ایران و رضا شاه برای سال نو و عید نوروز میباشد . بله آدولف هیتلری که در سودای تسخیر جهان بود وقتی به ایران میرسد با کمال احترام تلگرافی برای تبریک به ایران میفرستد .

پیوند نوشته

سلام من علیرضا صاحب وبلاگ بهمراه برادرم حمیدرضا قصد داریم و امیدواریم بتوانیم در جهت شناساندن این خاک اریایی و توضیح مطالب فرهنگی و تاریخی کمک شایانی به شما عزیزان ارایه دهیم . با تشکر از بازدید شماباشد که اعلام نظرات شما موجب خرسندی و تلاش ما شود. "ایرانی بمانید و اهورامزدا یارتان باد"
پست الکترونیک ما:alirezamahmood@gmail.com
با کمال میل پاسخگوی سوالات شما عزیزان می باشیم در مورد مسایل فرهنگی تاریخی و مذهبی

صفحه نخست
پست الکترونیک
بایگانی وبلاگ

بایگانی وبلاگ
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387

پیوندها
همه چی از همه جا در اینجا